سيد جعفر سجادى

1547

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

نتيجهء مطلوب رسيد از آنچه خود تسليم شده است و پذيرفته است باز ميگردد و سر باز مىزند . و بطور كلى هر امرى و حكمى وهمى كه مخالف با موجب و مقتضاى خرد باشد باطل است و هيچ گاه عقل حكمى كه مخالف با مقتضاى حكمى عقلى ديگر باشد نمىكند بر خلاف وهم كه احكامى مناقض و مخالف با احكام عقل صادر مىكند . مشهورات ، مشهورات عبارت از قضايائى است كه عقل با توجه باعتراف مردم بدان از نظر مصلحت عامه يا رقت و حميت و يا حالات انفعالى و يا عادات شرايع و آداب و جز آنها حكم به آنها مىكند . مشهورات نيز مانند وهميات گاهى فطرى باشند و گاهى غير فطرى . از جمله مشهورات غير فطرى آنهائى ميباشند كه بوسيله حجت و برهان روشن ميشوند مانند حكم ما به اين كه « نادانى زشت است » و بعضى از مشهورات متداوله اصلا باطل و نادرست بود چنان كه مردم گويند « برادرت را يارى ده گر چه ستمگر بود » و گاه باشد كه پارهء از اوليات بدان جهت كه همهء مردمان بدان اعتراف كنند جزء مشهورات باشد . مقبولات - مقبولات قضايائى است كه از شخص گرفته شود كه دربارهء وى اعتقادى كامل بود خواه اين اعتقاد از جهت مزيت و فزونى خرد وى بود و يا از جهت امر آسمانى باشد و بالاخره اين گونه قضايا از كسى پذيرفته مىشود كه حسن گمانى خاص به او باشد . مخيلات - مخيلات قضايائى است كه آن هنگام كه وارد بر نفس شود تأثيرى عجيب در آن گذارد و نوع تأثير آن بسبب حصول تصديق نبود و بلكه بسبب حصول قبض ، بسط بود اعم از آنكه فى نفس الامر درست باشد و يا نادرست مانند حكم تو به اين كه مثلا « عسل تلخ و تهوع‌آور است » مشبهات - مشبهات عبارت از قضايائى است كه عقل از جهت مشابهتى كه با امورى ديگر دارند به آنها حكم مىكند و اين قضايا تزوير كنند و بسبب تزويرى كه آنها راست انسان را بامرى رايج و واجب القبول باشتباه اندازد و خود را مشابه و شبيه آن نمايند و ما در باب مغالطه آنچه لازم است در اين باب بياوريم ، و بطور كلى بايد گفت كه در برهانهاى علمى بجز قضاياى يقينى به كار برده نشود خواه فطرى باشد و خواه در قياسى درست و صحيحى باشد كه آن مبتنى بر امور فطريه بود ، در هر حال بايد مفيد يقين باشد . قِياس تَمثيلى تمثيل عبارت از اثبات حكمى باشد در امرى جزئى از جهت ثبوت آن در جزئى ديگرى كه با وى در علت حكم مشترك باشد و بديهى است كه احكام تمثيلى مفيد يقين نبوند زيرا در احكام تمثيلى ادعا مىشود كه حكمى شامل دو امر جزئى مىشود بدان جهت كه آن دو امر مشمول يك معنى مشتركند و خداوندان جدل اين نوع قياس را به دو راه بيان ميكنند يكى آنكه آن معنى واحدى كه هر دو امر جزئى در آن مشتركند در هر كجا يافت شود مقرون به آن حكم خواهند بود و